سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
پسر کوچولو
پسر کوچولو





فردا روز شهادت حضرت فاطمه (س) است ما امروز صبح در مدرسه عدسی خوردیم


به خاطر یک عدسی من نتونستم زنگ اول  خوراکی هایی که مامانم گذاشته بود توی


 کیفم نتوانستم بخورم.


اما زنگ دوم من سیبمو خوردم زنگ سوم من خیار خوردم زنگ چهارم من ساندویچمو خوردم


نوشته شده در سه شنبه 5/2/91ساعت 9:30 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




آیا می دانید مدرسه ها کی تموم میشه


پنج هفته دیگه


من خیلی خوشحال هستم که مدرسه ها پنج هفته دیگه تموم میشه


الان بهاره دیگه کولرها رو باید روشن کنیم نباید زیاد بیرون برویم چونکه گرما زده میشویم


و تشنه میمانیم و باید آب میوه بخوریم تا تشنگیمان برطرف بشود


نوشته شده در پنج شنبه 24/1/91ساعت 4:17 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




امروز روز  چهارم نوروز است.


من الان داخل خانه هستم. ما امروز مهمون داشتیم بعد هم با آجیل و میوه پذیرایی


 کردیم. من خیلی عیدی جمع کردم و یک ماشین حسابم دارم. نوروزتان مبارک.


نوشته شده در جمعه 4/1/91ساعت 11:3 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




امروز تولد من بود. من هفت سال پیش به دنیا آمدم و حالا من وارد هشت سالگی


 می شوم. امروز جشن تولد من بود و دوستان من هفت نفر بود.تبسم


 ما برف شادی ریختیم و فشفشه روشن کردیم و کیک خوردیم و فوتبال دستی بازی


 کردیم.حالا بگو چند سالمه؟اصلا!


من دیشب هم یک جشن تولد گرفتم و همه به من هدیه دادند.بووووس


 


نوشته شده در دوشنبه 15/12/90ساعت 8:52 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




من سه شنبه درس اُ  یاد گرفتم اُ مثل اُمید- اُ مثل دُم مثل خُر و پُفآفرین


همین سه تا کلمه کافی است.خیلی خنده‌دار


امروز پنج شنبه است و من الان می خواهم کارتون بینم و حالا خداحافظبووووس


نوشته شده در پنج شنبه 29/10/90ساعت 3:7 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




کارتون دوست داشتنی


نوشته شده در جمعه 9/10/90ساعت 12:32 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




من امروز توی مدرسمون ز یاد گرفتم. قبلش ی یاد گرفته بودم حالا ز


بگم ز مثل چی؟ ز مثل سرباز- مثل سبز، همین دوتا کافیه فهمیدید آقایون و خانوما


الان من داخل خونه ام و مشق دارم


پایان و تمام


نوشته شده در دوشنبه 5/10/90ساعت 7:19 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




عصر یخبندان 4


نوشته شده در پنج شنبه 24/9/90ساعت 11:41 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




من امروز ر یاد گرفتم ر بگم عین چی؟مؤدب


الان میگم مثل مادر- نور- انار- پرچم-خیلی خنده‌دار


همین چهارتا کلمه کافی بود، امروز ما جلسه داشتیم مامان من هم آمدم.جالب بود


وقتی جلسه شروع شد ما رفتیم بیرون فوتبال و بسکتبال بازی کردیمباید فکر کرد


نوشته شده در دوشنبه 21/9/90ساعت 7:19 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |




من دارم بیشتر سواد یاد می گیرم. من الان درس سین رو یاد گرفتم. اولین درسی که


یاد گرفتم آ بود دومین درسی که یاد گرفتم ب بود سومین درسی که یاد گرفتم اَ بود{#emotions_dlg.102}


چهارمین درسی که یاد گرفتم دِ بود پنجمین درسی که یاد گرفتم م بود شیشمین درسی


که یاد گرفتم سین بود.{#emotions_dlg.117}


ما همیشه تو کلاسمون اذیت می کنیم خانومِ مونو، من این کار رو نمی کنم بچه ها این


کارو می کنن.{#emotions_dlg.192}


من این هفته بعداز ظهریم، هفته بعدم میشم صبحی، هفته قبلش صبحی بودم و این


هفته بعدازظهری شدم.{#emotions_dlg.174}


من یک دوست دارم اسمش مهدی هست{#emotions_dlg.135}


امروز یکشنبه است و اسم خانممون اسدیان است.پایان {#emotions_dlg.134}


نوشته شده در یکشنبه 6/9/90ساعت 11:32 عصر توسط امیر رضا نظرات ( ) |



قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت